این روز ها چقدر دلم برای دلت تنگ می شود

هر روز را وصله می کنم به روز قبل

شب ها را تا ته سر می کشم

و روزها را به زور سر می کنم

اما نه مثل روسریم که از سرم بیفتد

و غروبها را می کشم

چون دخترکی که گیس دختر همسایه را

و خودم را می بافم به خیالها

به خیال های ابری ام

این روزها چقدر دلم برای دلت تنگ می شود

که لب واکند و دل تنگ شود

چه روزهای سرمه ای رنگی

چه شب های بی رنگی...

این روزها چقدر دلم برای دلت تنگ می شود.