+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۱۰/۱۸ ساعت 22:42 توسط مهناز علی پناه
|
دست هایم هیچ شعرهایم که هیچ تر احساس هایم یخ زده است آتش بیاور...
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۱۰/۱۵ ساعت 23:12 توسط مهناز علی پناه
|
چقدر دلم چای می خواهد دقیق یادم نیس امشب چای خوردم یا نه اما بد نیست گاهی دل را با چای گرم کرد.
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۱۰/۱۵ ساعت 23:0 توسط مهناز علی پناه
|
برای مهدی و برادرانه هایش(که مثل کودکی ها گرمی شانه هاش همیشه ملموسند) ما سرمایه های عمیقی داریم سرمایه هایی که در رگ هایمان ریشه دوانده است و از قلب هایمان جاری می شود ما اسطوره های سرزمینی هستیم که مادر خاکش شد و پدر آسمان و ما سه تن شدیم که خواهرانه هایمان و برادرانه هایمان سرمایه های روشنمان هستند سرمایه های روشن و هر روز از دست های مادرانه شروع می شویم و تا چشم های پدرانه قد می کشیم ما سرمایه های عمیقی داریم زخم هایمان،،کهنه دردهایمان زمین ، آسمان و شادی های کوچک و بزرگمان که ذره ذره های بودنمان هستند. ما سرمایه های عمیقی داریم .
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۱۰/۰۲ ساعت 22:16 توسط مهناز علی پناه
|