چتر

کمر چترم درد گرفته است

بسکه سالها ایستاده کنار دیوار

پوزخند های آفتاب را روی تنش تحمل می کند...

تصویر1

کفش رویاهایم تنگ شده

پای افکارم را می زند

باورم لنگ لنگان روی امواج خیالم مي دود

سرم هوای هوایی شدن دارد

دلم سر نمیگیرد

و ذهنم نرم نرم روی دیوار کاغذم می چکد

دنیا هنوز به اندازه  دستانم بزرگ است

که تا عرض شانه ها باز می شدند

و آغوشم تنها به اندازه تبسمی

و دریا هنوز تا زانوان من درياست

و جاده ها تنها بهانه نرسیدنند

راه عبور را گم کرده ام

 فکرم به جایی قد نمی دهد...

 


---

تمام نفسش را دمید

آهی بلند از دنیایی کوتاه

که روی صیقل کفش های من می رقصید

کفشهایی که دوبال تنهاییم بود

-پسرک با چشم های سرمه ای

و گوشه ی آستین واکسی

آرزوهایش را روی بال تنهاییم

آه کشید...

یلدا

مست لبخندهای نگاهت

ماه امشب

دلبستگی هایش را  به طرح تازه ای بخشید

یلدا

 آرام

              بلند

کنار من و تو و  فال حافظ نشست

زیر کرسی شب ماه کامل

ماهی دلم بی تاب

آرزوهای دلم پیدا بود....