تمام نفسش را دمید

آهی بلند از دنیایی کوتاه

که روی صیقل کفش های من می رقصید

کفشهایی که دوبال تنهاییم بود

-پسرک با چشم های سرمه ای

و گوشه ی آستین واکسی

آرزوهایش را روی بال تنهاییم

آه کشید...