سهم من...
خو کرده ام به تنهاییم،
به رسم تنها دوست داشتن
به لبخندهای نامفهوم هر روز آفتاب از پشت چتری شیشه ای
به قدم های کند و تکراری ، تا مقصد این نرسیدن ها
خو کرده ام به نفس هایی چسبیده به من، غرق در رویایی دیگر
و دستهایی مضطرب
و نگاهی مغموم
و باوری دور و دورتر
سهم من
همین خو گرفتن است
از باوری که رویاهایش را گرفته اند...
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۵/۲۲ ساعت 10:47 توسط مهناز علی پناه
|