کفش رویاهایم تنگ شده

پای افکارم را می زند

باورم لنگ لنگان روی امواج خیالم مي دود

سرم هوای هوایی شدن دارد

دلم سر نمیگیرد

و ذهنم نرم نرم روی دیوار کاغذم می چکد

دنیا هنوز به اندازه  دستانم بزرگ است

که تا عرض شانه ها باز می شدند

و آغوشم تنها به اندازه تبسمی

و دریا هنوز تا زانوان من درياست

و جاده ها تنها بهانه نرسیدنند

راه عبور را گم کرده ام

 فکرم به جایی قد نمی دهد...