برایم دم کرده ای از احساس های شیرین بیاور

با فنجان لب پریده ای از گلهای سرخ

و عطری از بوسه های نم زده دیروز و امروز

کنار تمام دوستت دارم هایی

که اسفند ماه می رویند

 

برایم از دلهره های باد بگو

و خواب درختانی که منتظر دمیدن بادند

و رویای شیرین شکفتن

در نطفه ی شاخه های بی تاب درختان

که آشیانه می شوند 

 

وصدایم کن

وقتی که غرق در رویای تنگ کوچک ماهی هایم

مرا صدایم کن

این

فصل آخر عاشق ماندن است

زمستان