زمستان
برایم دم کرده ای از احساس های شیرین بیاور
با فنجان لب پریده ای از گلهای سرخ
و عطری از بوسه های نم زده دیروز و امروز
کنار تمام دوستت دارم هایی
که اسفند ماه می رویند
برایم از دلهره های باد بگو
و خواب درختانی که منتظر دمیدن بادند
و رویای شیرین شکفتن
در نطفه ی شاخه های بی تاب درختان
که آشیانه می شوند
وصدایم کن
وقتی که غرق در رویای تنگ کوچک ماهی هایم
مرا صدایم کن
این
فصل آخر عاشق ماندن است
زمستان
+ نوشته شده در ۱۳۸۷/۱۲/۰۹ ساعت 20:49 توسط مهناز علی پناه
|