شکست

نور

روی صیقل روشن آب

لحظه رسیدن به پولک طلایی ماهی ها

...

و دست گربه حوض

 جایی میان تفسیر آفتاب

جا ماند

 


 

آغوشت

بهانه ناگفته ها.

روي منحني آرام دو پلکت

که پيش از سر به راه شدن حرفها

آرميده است...