رسم تو

-فصل هفتم این اتاق-

می نشینم روی خاک سرخ این قالی

 میعادگاه گلهایی

که از معابد ریشه آمده اند

ساقه در ساقه پیچیده 

تا لا به لای گیسوانم از حواشی این رود...

می نشینم به درک این حکمت

دست می زنم

بر آبی ترین اقیانوس این حوض

در امتداد بیکران دریا بودن

و حس آرام باد

که در چهار گوش این دنیا نجوا می کند:

                                 ۰۰   این صدای تازه رسیدن من است۰۰

و رقص سرخ ماهی ها در  ترانه طلایی برگ آغاز می شود

اکنون شروع صبح فصل هفتم

((پادشاه فصل ها

پاییز))