من خواب دیده ام
بهار را
که روی پلک های من می رقصید
و شکوفه هایش را
در لابه لای موههایم می تاباند
من خواب آغوش پنجره ای را دیدم
که هیچ باد ویرانگری او را نربود
و نغمه روشن امید
از فراسوی رویاهایش می تابید
-
اینک
رقص نفسهایت روی پلک من
و وسعت دستهایت
قرارگاه رویاهای بلند
.
-تعبیر خواب من است-
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۸/۲۵ ساعت 22:27 توسط مهناز علی پناه
|