من خواب دیده ام

بهار را

که روی پلک های من می رقصید

و شکوفه هایش را

در لابه لای موههایم می تاباند

من خواب آغوش پنجره ای را دیدم

که هیچ باد ویرانگری او را نربود

و نغمه روشن امید

از فراسوی رویاهایش می تابید

-

اینک

رقص نفسهایت روی پلک من

و  وسعت دستهایت

 قرارگاه رویاهای بلند

.

                               -تعبیر خواب من است-