بغضت را بلند بلند فرو ببر

درست لحظه جاری شدن

عقربه ها را به عقب برگردان.

پشت این شیشه هیچ چشمی منتظر نیست

بیخود بخار ها با سر انگشتانت بی سرانجام نکن

داری بزرگ می شوی

بزرگ و بزرگتر

آنقدر که در تنهاییت نگنجی

و وسعت اوهامت را هضم نکنی

پس بهانه گیر شو

بغضت را بلند بلند فرو ببر

آرزوهایت را آرام آرام رها کن

از سر انگشت پاهایت پیاده شو...